به گزارش ایکنا از قم، حجتالاسلام والمسلمین محسن مهاجرنیا، رئیس اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی طلوع مهر در دویست و هفتاد و سومین کرسی آزاداندیشی با موضوع «گفتمان مقاومت؛ تفسیر سوره فتح» و هشتمین جلسه تفسیر سوره فتح که به همت قرارگاه فرهنگی طلوع مهر، مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری قم و اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی طلوع مهر، امروز، هشتم شهریورماه در دانشگاه طلوع مهر برگزار شد، بیان کرد: مفاهیمی، چون «سکینه» و «بیعت» در قرآن، صرفاً مفاهیمی فردی و عبادی نیستند بلکه ابزارهای قدرت، ثبات و مشروعیتبخشی به حکومت اسلامی در شرایط بحرانی محسوب میشوند؛ بیعت قرآنی وفاداری به اصل نظام و حاکمیت الهی است و وفاداری صرف به اشخاص یک آسیب جدی است.
وی با اشاره به آیه چهارم سوره مبارکه فتح مبنی بر «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ» افزود: مفهوم «سکینه» یک امتیاز منحصر بهفرد در تفکر اسلامی است و بهمعنای یک نوع آرامش خاص، تأثیر و تسخیر قلوب مؤمنان است، چیزی که در علوم سیاسی و نظامی امروز اصلاً وجود ندارد و این سکینه، موتور محرکه جامعه اسلامی در شرایط بحران است، وقتی جامعه دچار اضطراب و اضطرار میشود، این آرامش الهی باعث میشود که جامعه به ثبات و امنیت درونی برسد.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه این آرامش الهی یک پدیده دنیوی با آثار اخروی است، اظهار کرد: سکینه به مؤمنان نازل میشود تا ایمانشان را افزایش دهد، «لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَعَ إِیمَانِهِمْ؛ اوست که آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزاید» (سوره فتح/ آیه 4) و ما این پدیده را در تاریخ انقلاب به وضوح دیدهایم. در جنگ هشت ساله، بمباران شیمیایی دشمن بسیار ترسناک بود، اما رزمندهها آن آرامش را داشتند. در جنگ ۱۲ روزه اخیر نیز همینطور بود؛ با اینکه دشمن بیشتر موشک میزد و تلفات ما بیشتر بود، اما عشقی که ما به زدن داشتیم، باعث میشد از خوردن نترسیم. این همان سکینه و آرامش الهی بود.
وی با ذکر موارد نزول سکینه در قرآن کریم از جمله در جنگ طالوت و جالوت، هجرت پیامبر(ص)، پناه بردن به غار ثور و غزوه حنین تأکید کرد: سه مورد از شش مورد نزول سکینه در کل قرآن، تنها در سوره فتح آمده است که این خود نشاندهنده عمق بحران و حساسیت فوقالعاده شرایط صلح حدیبیه است.
مهاجرنیا با اشاره به تفسیر سیاسی آیه دهم سوره فتح مبنی بر «إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ» اظهار کرد: بیعت به معنای معامله و واگذاری قدرت است و وقتی هزار و 400 نفر از مسلمانان در حدیبیه زیر درخت با پیامبر(ص) بیعت کردند، این بیعت با شخص پیامبر(ص) نبود، درواقع پیامبر(ص) در آنجا مظهر حاکمیت الهی و رئیس حکومت اسلامی بود، بنابراین بیعت با ایشان، بیعت با اصل نظام و وفاداری به حکومت اسلامی بود.
رئیس اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی طلوع مهر ضمن انتقاد از تفاسیر گذشته درباره بیعت با پیامبر(ص) تصریح کرد: تفاسیر گذشته، بیعت را وفاداری به شخص پیامبر(ص) معنا میکردند، این نگاه آسیبزاست؛ سه نوع بیعت و وفاداری را در انقلاب تجربه کردهایم. نوع اول، وفاداری به شخص رهبر است، عدهای با تمام وجود با امام راحل(ره) بیعت کردند، اما وقتی ایشان رحلت فرمودند وفاداریشان متوقف شد و به رهبر بعدی منتقل نشد، اینها دائماً از خط امام میگویند اما خط رهبری در آن نیست و این یک تجربه بد است زیرا با رفتن شخص، وفاداری هم میرود.
وی ادامه داد: نوع دوم، وفاداری به نوع خاصی از حکومت است. مثلاً میگویند اگر حکومت اصلاحطلب یا اصولگرا باشد ما وفاداریم، در غیر این صورت روی ما حساب نکنید. اینها هم با تغییر جریان حاکم، از صحنه خارج میشوند، اما نوع سوم و اصیل، وفاداری به اصل نظام و حاکمیت دین است، در این نگاه، ما امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری را به خاطر آرمانهایشان و تحقق آن آرمانها در حکومت اسلامی میخواهیم، این وفاداری با رفتن اشخاص و تغییر دولتها از بین نمیرود.
مهاجرنیا با اشاره به شبههای رایج در مورد تقابل بیعت با مفاهیمی مانند انتخابات و آزادی اظهار کرد: بیعت قرآنی با بیعتهای استبدادی کاملاً متفاوت است، بیعت قرآنی، پیش از هر چیز، یک عهد کاملاً اختیاری و ارادی است، نه یک پیمان اجباری. علاوهبر این، محتوای این بیعت، وفاداری به اصول متعالی کمال و کرامت انسانی است و نه اطاعت کورکورانه از فردی که دستورات ضد انسانی صادر کند.
وی ادامه داد: نکته دیگر آنکه این بیعت در چارچوب قواعد مشخصی همچون قرآن و قانون اساسی تعریف میشود و اگر حاکم اسلامی از این چارچوب تخطی کند، بیعت نیز نقض خواهد شد اگرچه صلاحیت شخص بیعتشونده نیز حائز اهمیت است، ما با رهبر الهی، پیامبر(ص)، امام معصوم و در عصر غیبت با ولی فقیهی که مشروعیت خود را از دین گرفته است بیعت میکنیم، نه با هر سلطانی.
مهاجرنیا در پایان گفت: اینکه ما بخشی از آزادی ظاهری خود را برای رسیدن به کمال و آزادی حقیقی محدود میکنیم، یک اصل عقلایی است که همه فلاسفه دنیا آن را پذیرفتهاند، بنابراین، بیعت بر این اساس، نه تنها با انتخاب عقلایی منافات ندارد، بلکه عینیت بخشیدن به انسانیت واقعی است.
انتهای پیام