رهبر معظم انقلاب علمدار مقابله با تحریف امام(ره) است
کد خبر: 4220050
تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۹:۰۰
پژوهشگر انقلاب اسلامی:

رهبر معظم انقلاب علمدار مقابله با تحریف امام(ره) است

حجت الاسلام والمسلمین مقدمی شهیدانی اظهار کرد: مقام معظم رهبری علمدار مقابله با تحریف امام(ره) است و اگر سخنرانی های رهبر معظم انقلاب را مرور کنیم برایمان روشن می شود که روشنگری در خصوص اندیشه امام اهمیت بسیار بالایی دارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین سهراب مقدمی شهیدانی، پژوهشگر انقلاب اسلامیبه گزارش ایکنا از قم، به نقل از روابط عمومی مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه، حجت‌الاسلام والمسلمین سهراب مقدمی شهیدانی، پژوهشگر انقلاب اسلامی در مدرسه شبهه پژوهی «امتداد خط امام؛ شخصیت مکتب‌ساز» که از سوی مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات حوزه‌های علمیه و با همکاری مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار شد، ضمن تسلیت سالروز رحلت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی گفت: از آنجا که حضرت امام راحل وقف آرمان‌های اسلام بود، چه بهتر که در چنین ایامی به تبیین و تشریح این آرمان‌ها پرداخته شود.
 
وی ضمن گرامیداشت یاد شهدای خدمت، افزود: مطلبی که مقام معظم رهبری دوم خرداد در منزل شهید رئیسی بیان فرمودند بسیار حائز اهمیت و جالب توجه است؛ حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمودند: شهید رئیسی مظهر شعار‌های انقلاب بود؛ یعنی همان حرف‌های اصلی انقلاب از دهان ایشان خارج می‌شد و این شعار‌ها را ایشان شعار‌های خودش قرار داده بود و مردم این‌ها را از ایشان شنیده بودند.
 
مقدمی شهیدانی با اشاره به علت استقبال باشکوه مردم از شهید رئیسی و همراهانش از دیدگاه مقام معظم رهبری اظهار کرد: رهبر معظم انقلاب علت این اقبال بی نظیر، باشکوه و حماسی به این شخصیت و همراهانشان را در امتداد اتصال این شخصیت‌ها به آرمان‌های انقلاب معرفی می‌کنند و می‌فرمایند: همین مردم دارند این احساسات را برای این مردم نشان می‌دهند؛ معنای این چیست؟ معنایش این است که مردم به این انقلاب و به این شعار‌ها دل بسته اند. آن چیزی که موجب اقبال و توجه مردم به شخصیت‌های سیاسی در دوران اخیر است، میزان اتصال شخصیت‌ها به آرمان‌های امام و شعار‌های انقلاب و یا فاصله و زاویه گرفتن آن‌ها از این شعارهاست. بقیه تحلیل‌ها و القائات کاذب و پوشالی بوده و محل توجه مردم نمی‌باشد.

تحریف خط امام از زمان حیات ایشان شروع شد

وی در بررسی پیوستگی و همبستگی و یگانگی منظومه فکری امام و رهبری گفت: چند چالش در ذیل این بحث مطرح است؛ اولین مسئله این است که امام به آن شکل که واقعیت دارد، از زمان حیات امام مورد تحریف مغرضین قرار می‌گرفت. این موضوع در مقاله مفصلی تحت عنوان «تحریف ستیزی در سیره و اندیشه امام و رهبری» تبیین شده و در آنجا اثبات شده که خود امام اولین فردی بودند که نسبت به تحریف اندیشه خودشان و آرمان نهضتشان حساسیت نشان دادند.
 
این پژوهشگر انقلاب اسلامی، آغاز تحریف اندیشه‌های امام را از زمان حیات خود ایشان دانست و ابراز کرد: یکی از مهمترین نشانه‌های تحریف ستیزی امام چهار تذکری هست که ذیل وصیت نامه ایشان آمده است. هر چهار توصیه مقابله با تحریف می‌باشد. امام خمینی (ره) در پاسخ به ابراهیم یزدی که اصرار داشت من عامل اصلی هجرت امام به پاریس بودم، با صراحت این ادعا را تکذیب می‌کنند.
 
وی مقوله تحریف را امری واقعی و خطری بسیار بزرگ دانست وگفت: برای این موضوع برنامه ریزی صورت می‌گیرد و اگر مواظب آن نباشیم ممکن است با خطر تحریف سازمان یافته مواجه شویم. تحریف سازمان یافته البته با هدایت‌های مقام معظم رهبری و مجاهدت‌های مورخین متعهد اتفاق نیفتاده، اما بسیار به ما نزدیک است.
 
مقدمی شهیدانی افزود: خطر تحریف سازمان یافته یعنی ممکن است افراد، جریان‌ها و مراکزی به ظاهر موجه با استفاده از امکانات داخلی و با تأیید و مجوز نهاد‌های رسمی، با شعار و ژست دفاع از امام و انقلاب مطالبی خلاف واقع تولید نمایند.
 
وی در ادامه این برنامه یادآور شد: مرحله بعدی تحریف ترویج این تولیدات در رسانه‌های رسمی ما همچون صدا و سیما و رسانه‌ها و مطبوعات رسمی و بعضاً انقلابی است.
 
این پژوهشگر انقلاب اسلامی گفت: مرحله سوم تحریف این است که این آثار تحریف آمیز در جشنواره‌های مختلف مورد تشویق و توجه قرار گیرد. مرحله بعدی نیز وارد شدن این آثار به متون مرجع همچون دایرة المعارف‌ها و کتب درسی ماست. همان طور که در حال حاضر بعضی گزاره‌های تحریف آمیز صددرصد غلط این وضعیت را پیدا کرده است.
 
وی با اشاره به برخی نمونه‌های مطالب تحریف آمیز در کتب مرجع ادامه داد: مبارزه با تحریف در زمان خود امام نیز بوده که نمونه‌ای از آن در سال آخر حیات مبارک ایشان است؛ در آن زمان حجت‌الاسلام والمسلمین سید حمید روحانی نامه‌ای می‌نویسند و تحریفاتی را که در حوزه تاریخ در کتب درسی وجود داشته است را مطرح می‌کنند و حضرت امام هم به مقام معظم رهبری که در آن زمان رئیس جمهور بودند، ارجاع می‌دهند که در نهایت از سوی کارگروه تخصصی که مقام معظم رهبری تشکیل دادند این تحریفات به اثبات می‌رسد.

نیازمند روایت درست، دقیق، مستند و خواندنی هستیم

مقدمی شهیدانی گفت: اگر مبارزه با مسئله تحریف جدی گرفته نشود، ممکن است تحریف سازمان یافته محقق شود و اگر گزاره‌ای با این چرخه وارد حافظه تاریخی ملتی گردد ممکن است صد سال یا دویست سال باقی بماند. به همین جهت علمدار مقابله با تحریف امام، مقام معظم رهبری است و از همین رو تقریباً تمام سخنرانی‌های ایشان در سالگرد ارتحال امام یک بهره‌ای تحریف ستیزی را در خود دارد. اگر این دسته از سخنرانی‌های مقام معظم رهبری را مرور کنیم برایمان روشن می‌شود که جلسات روشنگری در خصوص اندیشه امام اهمیت بسیار بالایی دارد.
 
وی با بیان اینکه یکی دیگر از چالش‌های موجود در شناخت اندیشه و آرمان‌های امام عدم تبیین شاخص‌های مکتب ایشان است، ابراز کرد: اگر هیچ گونه تحریفی هم در مورد امام صورت نگیرد، نسل‌های بعد از ما و علاقه‌مندان به امام و مقام معظم رهبری در سرتاسر جهان می‌خواهند در مورد ایشان شناخت داشته باشند. اینجاست که ما نیازمند روایت درست، دقیق، مستند و خواندنی هستیم. این چالش از این جهت مهم است که رهبر این کشور در بازدیدی که از نمایشگاه کتاب امسال دارند یکی از دغدغه هایشان در موضوع تاریخ از مشروطه به بعد و به طور خاص در مورد حیات مبارک امام یا کتابی آن طور که باید نوشته نشده و یا کتاب خواندنی نداریم. این خودش نشان از یک نوع کم همتی و کم لطفی به امام و البته نسبت به خود مقام معظم رهبری است.
 
پژوهشگر انقلاب اسلامی ادامه داد: اگر خلأ روایت و تبیین وجود داشته باشد، اینجاست که باب تفسیر‌های سلیقه ای، سیاست زده و موسمی باز می‌شود و هرکسی امامی را که به ذهنش می‌رسد، عرضه می‌کند. همین موضوع را در فضای رسانه‌ای می‌بینیم که در نتیجه خلأ روایت به وقوع پیوسته است.
 
وی با برشمردن یکی دیگر از چالش‌ها و خطرات مربوط به شناخت آرا و اندیشه‌های امام خمینی (ره) اظهار کرد: واقفی گری یکی دیگر از چالش‌ها در مواجهه با اندیشه‌های امام است. این هم یک خطر بسیار بزرگ است که عده‌ای در آرا و اندیشه‌های امام متوقف شده اند و واقفی گری در مواجهه با اندیشه امام به معنای حذف خود امام است. مسئله ولایت فقیه امری است که خود امام پیشگام تبیین آن در کلاس هایشان بوده اند و این امر را به عنوان یک مسئله بنیادین در تأسیس حکومت اسلامی وارد ادبیات سیاسی و ادبیات مبارزه کردند. البته در کتاب کشف اسرار در سال ۱۳۲۳ نیز این مسئله را به طور مفصل تبیین نمودند. حال اگر کسانی بیایند و با تأکید بر خط امام بخواهند مقام معظم رهبری را از ادبیات سیاسی کشور حذف کنند، این مربوط به تفکر شیعی نیست.

بی‌توجهی به سیره امام، آرای امام و مکتب امام در میان برخی مجموعه‌های انقلابی

مقدمی شهیدانی بیان کرد: این تحریف‌ها برای آن است که خود آن افراد بتوانند مفسر آرا و اندیشه‌های امام شوند و در واقع در دل این واقفی گری یک نوع تمایل به خودارجاعی وجود دارد. برای این است که به فرامین ولی فقیه زمان مکلف نشوند و از جبهه فرار کنند. اولین پیام این مسیر ضدیت با خود امام است و ما دیدیم که طیفی از این افراد امروز سر از دفاع از آمریکا در آورده‌اند. این‌ها که با آن ادعا‌ها یک روزی امثال شهید بهشتی و مقام معظم رهبری را هم انقلابی نمی‌دانستند، گرفتار مخاطرات و آسیب‌هایی همچون همین واقفی گری شدند که سر از دفاع از آمریکا درآورندند و این امر مایه عبرت است.
 
وی افزود: مسئله چهارم که متوجه مجموعه‌های انقلابی و حزب اللهی می‌شود بی توجهی و بعضاً نادیده گرفتن امام، سیره امام، آرای امام و مکتب امام است و این هم روی دیگر سکه واقفی گری نسبت به امام است و این کار به معنی مخالفت با مبانی فکری مقام معظم رهبری می‌باشد، زیرا خود مقام معظم رهبری این گونه نیستند؛ پس چگونه می‌شود تابعین ایشان از خود امام غافل باشند؟
 
 
این پژوهشگر حوزوی با اشاره به اینکه می‌بایست همبستگی و پیوستگی بین مقام معظم رهبری و حضرت امام در آثار و مقالات علمی باید ملاحظه شود، گفت: خود رهبر معظم انقلاب در سخنرانی هایشان بار‌ها ما را به صحیفه امام ارجاع می‌دهند. به طور مثال در ۱۸ خرداد ۶۸ ایشان می‌فرمایند: اینجانب در مسئولیت خطیر و جدید خود ملتزم و متعهدم که مو به مو آن درس‌های الهی را به کار بندم. آن گاه اگر چیزی که رهبر ما ملتزم و متعهد است مو به مو اجرا کند را ندانیم، زندگانی امام را مطالعه نکنیم، صحیفه امام را مرور نکرده باشیم چه می‌شود؟
 
وی آبشخور فکری و منشأ تولید اندیشه سیاسی واحد را از نکات مهم در پیوستگی اندیشه‌های امامین انقلاب دانست و بیان داشت: امام به مفهومی که ما داریم با مفهومی که اهل سنت از آن اراده می‌کند، متفاوت است؛ امام ما هنرش این بود که در عصر غیبت غایت الوسع را به کار بست برای اینکه سیره و آرای اهل بیت علیهم السلام کشف و تبیین شود و تحقق پیدا کند.

امامین انقلاب آینه اسلام نابند

مقدمی شهیدانی تصریح کرد: امامین انقلاب آینه اسلام نابند. یعنی اینکه در عصر و زمانه ما دیگر بهتر از این نمی‌شود از تراث دینی برای فهم نظر اسلام استفاده کرد. این دو شخصیت با سایر شخصیت‌ها این تفاوت را دارند که خداوند به آن‌ها توفیق داد تا در یک دوره طولانی این بحث‌ها را امارت و اجرا کنند. اگر امام به این معنا بود دیگر دوئیت و واقفی گری هیچ مفهومی ندارد و ما با دو امام مکمل یکدیگر سروکار داریم.
 
وی ادامه داد: آنچه که امام دوره کنونی با امام دوره قبل تولید می‌کند، چون بر همان ریل و با همان دیدگاه تولید شده، مندمج در هم بوده و چیزی غیر از آن نیست.

چهار رویکرد اصلی در دهه‌های اخیر جهان اسلام

دانش آموخته دکتری گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی گفت: در دوره‌ای که نهضت امام داشت شکل می‌گرفت، جهان اسلام در سده قبل از آن با تحولات بزرگی مواجه شده و یک نهضت نواندیشی دینی ذیل بیداری اسلامی نیز به ظهور رسیده بود، لذا اندیشه اصلاح در جوامع اسلامی و در ذیل آن اندیشه اصلاح دینی به وجود آمد. بعد از بیداری اسلامی چهار رویکرد در نهضت نواندیشی دینی داریم. یکی از آن‌ها رویکرد الحادی است؛ این‌ها نسخه شان آن است که ما باید با انکار و حذف دین عقب ماندگی‌ها را جبران کنیم. متأسفانه در سایه غفلت‌هایی که گاهی می‌شود، اخیراً پس از ۱۵۰ سال یکی از آثار آخونداف یا همان میرزا فتحعلی آخوندزاده که یکی از سردمداران رویکرد الحادی در جهان اسلام می‌باشد، در داخل کشور به طور رسمی مجوز انتشار گرفته است.
 
وی با تأکید بر اینکه خروجی رویکرد التقاطی گروه‌هایی همچون فرقان و سازمان مجاهدین خلق بود، افزود: این‌ها افرادی بودند که غرب رفتند، مهندسی خواندند و در نهایت تصمیم گرفتند قرآن کریم را با آن فرمول‌ها تفسیر نمایند.
 
مقدمی شهیدانی بیان کرد: سومین رویکرد، رویکرد ارتجاعی بود که اندیشه‌های سلفی و تکفیری را به دنبال داشت. ناب گرایی، بازگشت به سلف و تکفیر همه جلوه‌هایی از این رویکرد است.
 
وی گفت: رویکرد چهارم، رویکرد اجتهادی است و امام خمینی (ره) در عرصه سیاست، مبارزه، انقلاب و تأسیس حکومت علمدار این بحث است. در عقبه تئوریک علامه طباطبایی (ره) علمدار هستند و به همین جهت است که خود ایشان به مرحوم آقای سعادت پرور می‌فرماید: من در سنگر دیگری هستم و امام در سنگری دیگری است. این یعنی این دو عالم بزرگ در یک جبهه و با یک هماهنگی کامل این بار را تقسیم کرده اند. به همین جهت است هرچه شاگر حضرت علامه طباطبایی تربیت کرده است، نمی‌توانند با مکتب امام دوئیتی داشته باشند. زیرا ذیل رویکرد اجتهادی بوده و حضرت آیت الله خامنه‌ای در واقع محصول این مجموعه تلاش اجتهادی است.
 
این پژوهشگر انقلاب اسلامی با تأکید بر اهمیت کتاب کشف اسرار اظهار کرد: این کتاب در سال ۱۳۲۳ منتشر شده و امسال هشتادمین سال انتشار آن است. کشف اسرار در حدود ۴۲ سالگی حضرت امام و در شش فصل نوشته شده گرچه در پاسخ به شبهات مطرح شده از سوی حکمی زاده است، اما مهمترین شبهاتی که روشنفکران التقاطی، مرتجع و الحادی از اول تولید کرده بودند، را به طور مفصل جواب می‌دهد. چاپ اول این کتاب حدود ۴۰۰ صفحه است.
 
وی ادامه داد: نکته مهم در مورد کتاب کشف اسرار این است که حضرت امام (ره) در اوایل بحثشان مطرح می‌کنند که ما در اینجا عقلی و قرآنی بحث می‌کنیم. زیرا مخالفین می‌گفتند که ما فقط عقل و قرآن را قبول داریم. در این زمان علامه طباطبایی در تبریز و مشغول تفسیر روایی البیان هستند. اما بعداً که به قم می‌آیند و یکی از خلأ‌ها در جهان اسلام را تفسیر می‌بینند، مشاهده می‌کنند که تفسیر المنار رشیدرضا با اندیشه‌های سلفی نوشته شده است. علامه طباطبایی آنجاست که در پاسخ به المنار تفسیر المیزان را می‌نویسند. مقام معظم رهبری نیز بعداً طرح کلی اندیشه اسلامی را بحث کردند. این آثار همه بر اساس نوع و میزان فهم دینی مخالفین و برای جذب آن‌ها نوشته شد.

اولین نقطه اشتراک امامین انقلاب؛ مقابله با افکار ضددینی و انحراف آمیز 

مقدمی شهیدانی اولین نقطه اشتراک امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری را مقابله با افکار ضددینی و انحراف آمیز در زمانه آنان برشمرد و ابراز کرد: این یک وحدت افق است که بین امامین انقلاب اسلامی وجود دارد.
 
وی سیره مبارزاتی امام خمینی (ره) و حضرت آیت الله خامنه‌ای (مدظله) را شامل تمرکز بر روشنگری دانست و بیان داشت: حضرت امام در حالی که در مسئله انجمن‌های ایالتی و ولایتی دارند که آماده شهادت بوده اند، اما در پاسخ به آیت الله حکیم که بعد از حادثه فیضیه گفتند مراجع قم به نجف مهاجرت نمایند، می‌فرمایند: ما اهل احدی الحسنیین هستیم؛ یا پیروز و یا شهید می‌شویم. عیناً این سیره در وجود رهبر معظم انقلاب نیز دیده می‌شود.
 
این پژوهشگر انقلاب اسلامی افزود: رهبر معظم انقلاب اسلامی در کتاب "خون دلی که لعل شد" می‌بینیم که فرمودند: در جریان وقوع انقلاب ما دو خط داشتیم؛ خط مبارزه و خط روشنگری. ایشان برخی از افراد همچون شهید بهشتی و شهید مطهری را نام می‌برند که مدت کوتاهی پس از تبعید امام به طور کامل ممحض در خط روشنگری شدند. ولی خودشان و برخی دیگر را نام می‌برند که این افراد هر دو خط را همزمان و با هم ادامه دادند.
 
وی در پایان یادآور شد: بدیل شیوه مبارزاتی مقام معظم رهبری، شهید مصطفی خمینی (ره) در نجف اشرف بود و باید این نکته را مورد توجه قرار داد که همه این‌ها تربیت یافته مکتب امام بوده اند. مقام معظم رهبری در مورد شهیدانی همچون حاج قاسم سلیمانی و شهید رئیسی نیز همین تعبیر را داشته اند.
انتهای پیام
captcha