یک عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب امامت را بزرگترین نعمت الهی دانست و گفت: شکر حقیقی این نعمت، تنها به محبت زبانی خلاصه نمیشود، بلکه در رفتار روزمره، مسئولیتپذیری اجتماعی، عدالتورزی و ظلمستیزی معنا مییابد.
آغاز امامت خورشید درخشان جهان بشریت و مروارید فروزان اهل بیت عصمت و طهارت(ع)، نشان از احیای معالم دین، نابودکننده ظلم و ستم و شوکت تجاوزکاران و برقرارکننده حکومت عدل در سرتاسر جهان و بزرگ منادی توحید و عدالت و وارث راستین پیامبر اعظم(ص) و معصومین(ع) حضرت حجت بن الحسن العسکری، مهدی موعود(عج) دارد.
منتظران واقعی حضرت ولی عصر(عج) در طول تاریخ انتظار و هماکنون بهدنبال تحقق عدالت راستین درونی و بیرونی هستند که لازمه این چنین عدالتی، امید، تحرک، شور، حماسه، مقاومت، نفی باطل و طلب حق، خروش، صلابت و قیام به همراه اعتقاد صحیح توحیدی، محمدی، علوی و عمل به واجبات و ترک محرمات است. شیعیان و منتظران امام زمان(عج)، باید آغاز امامت را جشن گرفته و با حضرتش پیمانی مجدد ببندند.
خبرنگار ایکنا از قم با سیدمحمد حسینی عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب بهمناسبت آغاز امامت حضرت ولی عصر(عج) گفتوگو کرده است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم:
آیه شریفه «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» فراخوانی است به شناخت و بازگویی نعمتهایی که حیات انسان را از سطح برخورداریهای معمولی فراتر میبرند و به آن جهت و معنا میبخشند. در منظومه اعتقادی امامیه، امامت از همین جنس نعمتهاست؛ نعمتی که نه صرفاً منصبی تاریخی یا مرجعی دینی در کنار سایر نهادها، بلکه استمرار هدایت الهی در جریان تاریخ بشر بهشمار میرود.
آغاز امامت حضرت ولی عصر(عج) در این چارچوب، تنها یادآور رویدادی در تقویم مذهبی نیست؛ بلکه نماد تداوم حجت الهی و گشودگی افق هدایت در عصر غیبت است. علامه حلی در الألفین فی إمامة مولانا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع)، در ذیل آیه ۶۵ سوره مبارکه «حج» «إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ» چنین نگاشته است: «الإمام المعصوم في كل عصر من أعظم النعم و أتمها، فكل النعم أقل منها و تستحقر في جنبها.»
امام معصوم در هر زمانهای، از برترین و کاملترین نعمتهای الهی است؛ چنانکه سایر نعمتها در مقایسه با او ناچیز و فروترند. راز این برتری آن است که بهواسطه امام، هم مسیر رستگاری اخروی و هم مصالح حقیقی زندگی دنیوی انسان تأمین میشود. قرار دادن چنین حجتی در میان بندگان، تجلی رأفت و رحمت الهی است؛ زیرا خداوند انسان را در مسیر شناخت حق، ساماندهی حیات فردی و اجتماعی و دستیابی به سعادت نهایی وا نمیگذارد.
امام کاظم(ع) در تفسیر آیه ۲۰ سوره مبارک «لقمان» «وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً» فرمودند: «النِّعْمَةُ الظَّاهِرَةُ الْإِمَامُ الظَّاهِرُ، وَالْبَاطِنَةُ الْإِمَامُ الْغَائِبُ»؛ این روایت، بنیاد مهمی برای درک نسبت امامت و غیبت فراهم میآورد. غیبت به معنای فقدان امام و تعطیلی هدایت نیست؛ بلکه امام غایب در نگاه اعتقادی شیعه، نعمتی باطنی، محور امید، معیار حق و ضامن پیوستگی تاریخ با غایت الهی آن است.
البته سخن از بزرگترین نعمت، نباید به تعبیری صرفاً عاطفی یا مناسکی تقلیل یابد. عظمت نعمت امامت در این است که دیگر نعمتها از دانش و قدرت تا رفاه، امنیت و عدالت اجتماعی بدون جهتگیری اخلاقی و توحیدی، ممکن است در خدمت خودخواهی، سلطه و تباهی قرار گیرند. امامت، نعمت جهتبخشی به همه این امکانات است؛ یعنی نشان میدهد که انسان و جامعه در مسیر تاریخ، داشتههای خود را برای چه غایتی باید بهکار گیرند.
انتظار فرج در روایات اسلامی از جایگاهی بس والا برخوردار است، پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِي انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ» و نیز امام سجاد (ع) فرمودند: «انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنْ أَعْظَمِ الْفَرَجِ»؛ اما انتظار در اینجا با چشمدوختن منفعلانه به آینده تفاوتی بنیادین دارد. انتظار در ژرفترین معنای خود، آمادگی اخلاقی، معرفتی و اجتماعی برای پذیرش حقیقت و عدالت است. جامعه منتظر، جامعهای نیست که از مسئولیتهای حال خویش کناره گیرد؛ بلکه جامعهای است که با روح ولایت، با هرگونه ظلم و رذایل فردی و اجتماعی مقابله میکند و در راه ساختن روابطی انسانیتر گام برمیدارد.
از همینجا اهمیت حدیث نعمت آشکار میشود. آیه «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» نه تنها به سپاس درونی فرامیخواند، بلکه از آشکارسازی و بازگویی نعمت الهی سخن میگوید. در تفسیر منسوب به امام حسین(ع) آمده است: «أَمَرَهُ أَنْ يُحَدِّثَ بِمَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَيْهِ فِي دِينِهِ»؛ امام صادق(ع) نیز در تبیین این معنا فرمودهاند: «إِذَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدِهِ بِنِعْمَةٍ فَظَهَرَتْ عَلَيْهِ سُمِّيَ حَبِيبَ اللَّهِ مُحَدِّثاً بِنِعْمَةِ اللَّهِ وَإِذَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ بِنِعْمَةٍ فَلَمْ تَظْهَرْ عَلَيْهِ سُمِّيَ بَغِيضَ اللَّهِ مُكَذِّباً بِنِعْمَةِ اللَّهِ.» بر این اساس، شکر نعمت امامت تنها به اظهار محبت زبانی یا برگزاری مناسبتها خلاصه نمیشود، بلکه مسئولیتی است تاریخی و فراگیر که در گرو عمل، بصیرت و حضور آگاهانه در عرصههای فردی و اجتماعی معنا مییابد.
حدیث نعمت امامت، نخست با تبیین درست و عقلانی فلسفه امامت تحقق مییابد و سپس با تبدیل این معرفت به رفتار و سبک زندگی، عینیت مییابد. اگر کسی مدعی انتظار باشد، اما نسبت به حقوق دیگران بیاعتنا بماند؛ یا از عدالت مهدوی سخن گوید، اما در خانواده، دانشگاه، اداره یا جامعه، انصاف و مسئولیتپذیری را جدی نگیرد، میان گفتار و حقیقت انتظار فاصلهای عمیق پدید آمده است.
منتظر حقیقی، نعمت امامت را در عرصههایی همچون صداقت، امانتداری، رعایت کرامت انسانها، علمآموزی، خدمت اجتماعی و مقاومت در برابر ظلم بهویژه استکبار به منصه ظهور میرساند. دعا برای امام و تعجیل در فرج نیز بخشی از شکرگزاری است. دعا، اعتراف به نیاز انسان به هدایت الهی و تمنای دگرگونی جهان است؛ اما چنین تمنایی، اگر با آمادگی برای دگرگونکردن خویشتن همراه نباشد، ناتمام خواهد ماند. از اینرو، دعا و عمل در فرهنگ انتظار، دو ساحت جدا از هم نیستند؛ بلکه هر یک دیگری را معنا میبخشد.
در سنت دینی آمده است که شکر نعمت، نعمت را افزون میکند. این به آن معناست که نعمت، هنگامی شناخته و شکر گزارده شود، ظرفیتهای تازهای در حیات فردی و اجتماعی انسان میگشاید. در فرهنگ مهدوی، نخستین نعمت تازه، تعمیق معرفت است: معرفت به امام، معرفت به وظیفه انسان در عصر غیبت و در نهایت معرفت به خداوند. این معرفت، صرفاً دانستن نام، نسب و تاریخ زندگی امام نیست؛ بلکه شناخت جایگاه او در نظام هدایت و فهم مسئولیت تاریخی خویش در نسبت با آن حضرت است.
در زبان روایات، وجود حجت الهی با بقای عالم، رسیدن روزی و انتظام هستی پیوند دارد. در حدیثی آمده است: «لَوْلَا الْحُجَّةُ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ» و در تعبیری دیگر آمده است: «بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَبِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَالسَّمَاءُ»؛ این مضامین را میتوان در دو سطح فهم کرد نخست، در سطح اعتقادی که حضور حجت الهی را با نظام تکوین و رحمت الهی پیوند میزند و دوم، در سطح تربیتی و تاریخی که باور به امام را مایه خروج انسان از یأس میشمارد. اندیشه مهدوی، اگر درست فهم شود، سرچشمه امیدی مسئولانه است؛ امیدی که واقعیتهای تلخ را انکار نمیکند، اما آنها را سرنوشت نهایی انسان و تاریخ نمیداند.
یکی از نکات بنیادین در فهم مهدویت آن است که ظهور حضرت ولی عصر(عج) را نباید صرفاً به تحقق رفاه، امنیت و گشایش اقتصادی فروکاست. بیتردید، عدالتگستری از روشنترین شاخصهای حکومت مهدوی است. در روایت مشهور آمده است: «فَيَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَقِسْطًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً.»
حضرت مهدی(عج) زمین را از عدل و داد پر میکند، چنانکه از جور و ستم پر شده است. اما عدالت در اینجا پایان مسیر نیست؛ بلکه شرط امکان رشد حقیقی انسان است. اگر با زبان فلسفه تاریخ آشنا باشیم، درمییابیم که تاریخ در نگاه مهدوی دارای جهت و غایت است. این غایت، صرفاً انباشت ثروت، گسترش قدرت یا حتی برخورداری از نظم اجتماعی نیست؛ بلکه تحقق ظرفیتهای عقلانی، اخلاقی و معنوی انسان در سایه هدایت الهی است. قرآن کریم در بیان این افق در آیه ۳۳ سوره مبارکه «توبه» از غلبه دین حق سخن میگوید و میفرماید: «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.»
افق مهدوی بستری برای رهایی انسان از جهل، تحقیر، ستم و بندگی غیرخداست؛ روایات نیز از کمالیافتن عقل انسانها در عصر ظهور سخن گفتهاند؛ اینکه خداوند با لطف و رحمت خویش، زمینه کمال عقول بندگان را فراهم میکند. در نتیجه، مسئله فقط بهرهمندی از نعمتهای مادی نیست، بلکه رشد عقلانی و معرفتی بشر نیز در کانون تحول مهدوی جای دارد.
از این منظر، تعبیر «دیدن منعم در کنار نعمت» بسیار راهگشاست. عدالت، رفاه و امنیت، نعمتهایی بزرگند، اما اگر از افق توحید و مسئولیت اخلاقی جدا شوند، چهبسا خود به زمینه غفلت و خودبنیادی بدل شوند. در منطق مهدوی، نعمتهای ظهور باید انسان را بهسوی منعم یعنی معرفت خداوند، کمال عقل، ژرفیافتن اخلاق و تحقق عبودیت آگاهانه رهنمون کنند. پس میتوان گفت هدف ظهور، ساختن جهانی عادلانه برای پرورش انسانی خداشناس، آزاد و مسئول است. عدالت، راه است، اما غایت، کمال انسان و تقرب او به خداوند است.
نخست باید از تقلیل مهدویت به احساسات گذرا، پیشبینیهای غیرمستند یا نشانهجوییهای هیجانی پرهیز کرد. مهدویت، پیش از آنکه موضوع کنجکاوی درباره زمان ظهور باشد، مکتب مسئولیت در عصر غیبت است. زبان گفتوگو درباره امام زمان(عج) باید هم شورآفرین و امیدبخش باشد و هم معرفتافزا، عقلانی و اخلاقی. انتقال این نگاه به جامعه، نیازمند چهار رویکرد اساسی است. اول، تبیین عقلانی یعنی باید فلسفه غیبت و ضرورت امامت را با زبان استدلال و برهان برای نسل امروز تبیین کرد، نه صرفاً با نقل احساسی یا خطابههای کلیشهای.
دوم، پیوند با مسئولیتهای عینی است. انتظار باید به رفتارهای روزمره گره بخورد؛ از انصاف در معامله تا تلاش برای اصلاح فساد و ترویج اخلاق در محیط کار و زندگی.
سوم، امیدآفرینی واقعبینانه است. باید از یکسو، وعدههای بیاساس و تاریخگذاری برای ظهور پرهیز کرد و از سوی دیگر، یأس و ناامیدی را از دلها زدود. اندیشه مهدوی، منبع امید فعال است.
چهارم، هماهنگی میان دعا و عمل است. باید دعا برای فرج را با تلاش برای اصلاح خود و جامعه پیوند زد و میان گفتار و کردار، هماهنگی برقرار کرد.
در نهایت، حدیث نعمت امامت، انسان را به جایگاهی فرامیخواند که در آن، باور به امام، تنها یک گزاره اعتقادی نیست، بلکه چراغ راهی برای زیستن عادلانه، آگاهانه و خداشناسانه در همه لحظات تاریخ؛ چه در غیبت و چه در ظهور است.
پنجم، پیوند انتظار با زندگی روزمره است. باید آشکار کرد که انتظار، امری انتزاعی و دور از متن زندگی نیست. دانشجو، پژوهشگر، معلم، کارمند، مدیر، تاجر و هر شهروندی باید بتواند پاسخی روشن برای این پرسش داشته باشد که انتظار در حرفه، روابط انسانی و مسئولیت اجتماعی او چه تغییری پدید میآورد. هر جا که صداقت، عدالت، دانش، کرامت انسانی و خدمت به مردم تقویت شود، فرهنگ انتظار از سطح شعار فراتر رفته و به عرصه واقعیت گام نهاده است.
ششم، بازتعریف تصویر امام در رسانه، آموزش و منبر است. در کنار تأکید بر سیمای عدالتگستر امام زمان(عج)، باید بر نقش ایشان بهمثابه راهنمای معرفت و مربی روحی نیز تکیه شود. جامعهای که تنها با آثار مادی ظهور آشنا باشد، چهبسا آرمان ظهور را به خواستهایی رفاهی و زمینی فروکاهد؛ اما جامعهای که فلسفه عمیق امامت را دریافته باشد، ظهور را افق گشایش عقل، تعالی اخلاق و ژرفیابی خداشناسی خواهد شناخت.
در نهایت، بهترین صورت حدیث نعمت امامت، آشکارشدن اثر آن در رفتار ماست. اگر سخن از امام زمان(عج) انسان را راستگوتر، عادلتر، امیدوارتر، مسئولتر، مهربانتر، دشمنشناستر و مقاومتر در برابر ظلم زمانه نکند، این سخن هنوز به ژرفای جان و زیستروزمره ما راه نیافته است. شکر حقیقی نعمت امامت آن است که در عصر غیبت، هر یک از ما بهاندازه توان خویش نشانهای از عدالت، عقلانیت، رحمت، خداخواهی و ظلمستیزی مورد انتظار در جهان باشیم؛ تا بدینسان، خود، جلوهای از همان نعمت بزرگ الهی را در آیینه رفتار خویش به نمایش گذاریم و در مسیر تحقق مناسب است که شیعیان و منتظران امام زمان(عج) روز نهم ربیعالاول را جشن گرفته و با حضرتش پیمانی مجدد ببندند.
انتهای پیام