کد خبر: 4329806
تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۲
ملت آگاه، ایران مقتدر/ ۱۴

انتقاد در سیره نبوی بر اصالت خیرخواهی و عدالت‌محوری استوار است

دبیر کل مجمع جهانی شیعه شناسی گفت: در منظومه فکری و عملی پیامبر اعظم(ص)، انتقاد نه یک مانع بلکه یک فرایند حیاتی برای اصلاح و کمال اجتماعی تلقی می‌شد و جایگاه آن مبتنی بر اصالت خیرخواهی، عدالت‌محوری و تقویت شورا و مشورت است.

آیت پیمان، دبیرکل مجمع جهانی شیعه‌شناسیدر دنیای امروز، جایی که تنش‌ها و اختلاف‌نظرها به سرعت در حال گسترش هستند، بازگشت به آموزه‌های الهی و سیره پیشوایان دینی، می‌تواند راهگشای بسیاری از مشکلات باشد. در این راستا، بررسی سیره پیامبر اکرم(ص) در برخورد با انتقاد و اختلاف نظر، می‌تواند درس‌های ارزشمندی را به ما بیاموزد.

پیامبر(ص)، نه تنها بنیانگذار یک نظام دینی و اجتماعی بود بلکه الگویی بی‌نظیر در مدیریت اختلافات و حفظ انسجام جامعه ارائه داد. سیره ایشان بر پایه اصول اساسی مانند تحمل، گفت‌وگو، عدالت و ترویج فضیلت‌های اخلاقی استوار بود و همواره با گوش دادن فعالانه به انتقادات، بیان عذرخواهی در صورت لزوم و پاسخ دادن به انتقادها با منطق و استدلال، سعی می‌کرد به حل و فصل اختلافات کمک کند.

به خصوص، توجه پیامبر(ص) به منافع عمومی و اولویت دادن به وحدت و انسجام در جامعه، نشان‌دهنده درک عمیق ایشان از اهمیت همبستگی و اتحاد در مواجهه با چالش‌ها بود. ایشان در دوره‌های مختلف زندگی خود، از جمله در مکه و مدینه، با اختلافات و درگیری‌های متعددی مواجه شد، اما با استفاده از روش‌های دیپلماسی، مذاکره و داوری، توانست به حل و فصل این اختلافات و حفظ صلح و آرامش در جامعه کمک کند.

خبرنگار ایکنا در گفت‌وگو با آیت پیمان، دبیرکل مجمع جهانی شیعه‌شناسی به تبیین جایگاه انتقاد و مدیریت اختلاف در سیره پیامبر اکرم(ص) با تأکید بر ابعاد علمی و تاریخی پرداخت. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانیم:

ایکنا- جایگاه علمی مفهوم انتقاد در سیره پیامبر اکرم(ص) چیست؟

در منظومه فکری و عملی پیامبر اعظم(ص)، انتقاد نه یک مانع بلکه یک فرایند حیاتی برای اصلاح و کمال اجتماعی تلقی می‌شد. جایگاه آن مبتنی بر اصالت خیرخواهی، عدالت‌محوری و تقویت شورا و مشورت است.

انتقاد تنها زمانی اصیل و پذیرفته بود که با حسن نیت(نیت خیر) و هدف اصلاح واقعی(اصلاح) همراه باشد و با نیت ایجاد تفرقه(فتنه) یا تخریب شخصیت نباشد بنابراین اصل اصالت خیرخواهی، مرز میان نقد سازنده و هجمه مغرضانه را تعیین می‌کند.

پیامبر(ص) خود را در معرض نقد قرار می‌دادند زیرا عدالت اقتضا می‌کند که هیچ‌کس، حتی رهبر جامعه، فراتر از داوری عقل و حق نباشد. این امر با آیه شریفه «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحَىٰ إِلَیَّ؛ بگو جز این نیست که من هم بشری مانند شمایم که به من وحی می‌شود»(سوره مبارکه کهف/آیه 110) هم‌راستا است؛ شاخصه عدالت‌محوری برای پذیرش بشری که مبنای فهم و ترک اولاهای احتمالی انسانی است(هرچند در مقام دریافت وحی معصوم است)، امری ضروری به‌نظر می‌رسد. علاوه‌براین، پذیرش نقد، نوعی تأکید بر ارزش مشورت و درک ابعاد مختلف یک مسئله پیش از تصمیم‌گیری نهایی بود.

ایکنا- این تفاوت بین نقد خیرخواهانه و هجمه مغرضانه بسیار کلیدی است، نحوه برخورد با این دو دسته براسس سیره پیامبر(ص) چگونه است؟

سیره ایشان یک الگوی رفتاری دیالکتیکی بود که در برخورد با منتقد خیرخواه(الناصح)، بر استقبال، سعه صدر و پاسخگویی منطقی استوار بود. پیامبر(ص) فعالانه گوش می‌دادند، در صورت صحت نقد، فوراً اقدام به اصلاح می‌کردند که نشانگر اوج فروتنی است و در غیر این صورت، با برهان و منطق قاطع، حقیقت را تبیین می‌‌کردند.

پیامبر(ص) با مخالف مغرض(المعاند) که هدف منتقد، نه اصلاح بلکه اذیت و کارشکنی بود، با قاطعیت توأم با حفظ کرامت برخورد می‌کردند. نخست، تذکر و اتمام حجت بود مانند برخورد با منافقین یا برخی قریشیان و اگر این رفتار ادامه می‌یافت، ایشان مواجهه را کاهش داده و با دوری گزیدن یا هشدار صریح مانند آنچه در مورد برخی از رؤسای مشرک انجام می‌شد، خطوط قرمز جامعه اسلامی را مشخص می‌کردند تا از تضعیف بنیان‌های جامعه پیشگیری شود.

ایکنا- آیا می‌توانیم یک نمونه تاریخی مشخص از پذیرش انتقاد سازنده و اقدام اصلاحی پیامبر(ص) را ذکر کنیم که جنبه علمی داشته باشد؟

یکی از برجسته‌ترین نمونه‌ها، واقعه «سَریّه» یا «سَریَّةُ بئر مَعونة» یا موارد مشابهی است که در آن از شور و هیجان برخی یاران جلوگیری شد اما نمونه‌ای که دقیقاً مرتبط با انتقاد از روش مدیریتی است، ماجرای تقسیم غنایم حنین است.

برخی از مؤلفین سیره مانند ابن هشام نقل کرده‌اند که پس از فتح حنین، پیامبر(ص) در تقسیم غنایم، به برخی از مؤلفه القلوبهم(کسانی که تازه ایمان آورده بودند) سهم بیشتری دادند. این امر موجب اعتراض برخی از انصار شد. سعدبن عُباده به نمایندگی از آنان با پیامبر(ص) سخن گفت و به نوعی از شیوه تقسیم انتقاد کرد.

واکنش پیامبر(ص) این‌گونه بود که ایشان نه‌تنها انصار را سرزنش نکردند بلکه با سعه صدر فرمودند:«إنی أُؤلِّف القلوب؛ من در حال تألیف قلوب هستم». این نشان می‌دهد که پیامبر(ص) انتقاد را شنیدند اما براساس مصالح عالی‌تر(حفظ اتحاد نو واردین)، رویکرد خود را توجیه کردند. در عین حال، پس از این گفت‌وگو، از انصار به نیکی یاد کرده و جایگاهشان را تثبیت کردند. این رفتار، نقدپذیری در عین حفظ استراتژی کلان را می‌آموزد.

ایکنا- پیامبر(ص) در مقابل انتقادات خیرخواهانه یا هجمه مغرضانه جوانان چگونه رفتار می‌کردند؟

سخن گفتن با جوانان در سیره نبوی بر پایه تشویق به اعتماد به نفس، مسئولیت‌دهی زودهنگام و احترام به انرژی بالقوه آنان استوار بود.

پیامبر(ص) جوانان را صرفاً مخاطب منفعل نمی‌دانستند بلکه آنان را به مسئولیت‌های بزرگ رهبری و نظامی می‌گماشتند؛ مانند اسامه‌بن زید که در سنین بسیار کم، به فرماندهی سپاهی منصوب شد. این نشان می‌داد که نظر و عمل جوانان ارزشمند است.

ایشان در محاوره با جوانان از زبان سخت و کنایات سنگین استفاده نمی‌کردند بلکه لحنی صمیمی‌تر، مربیانه و مبتنی بر تشویق داشتند تا ذهن خلاق آنان شکوفا شود، روایات نشان می‌دهد ایشان همواره در سخنان خود، جوانان را به تفکر و دقت در انتخاب‌ها دعوت می‌کردند.

انتهای پیام
خبرنگار:
الهام حلاجیان
دبیر:
محدثه نعیمی فرد
captcha